برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
یکم شل و ول و بیحالم .... حس میکنم همه دنیا بهم پشت کرده.
در حدی که حتی نمیتونم چند ساعتم به حسام غلبه کنم.
شاید آخره راهه آخر راه من اینه و اینطوریه به یه شکلی که بده و ناخوشایند.
خیلی بیصدا و ساکت.....
*توی راه عمیقا شونهام افتادن پایین و فک کردم هیج دلتنگی ای رفع نشده ......
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
اونقد سردرگمم که شاید اگر بابام میگفت این به درد تو نمیخوره خوشحال تر بودم از اینی که الان هستم.
از این همه خوب پیش رفتن قبل از قطعی شدن موضوع میترسم یه دلهره عمیق که همه وجودمو گرفته و دستامو میلرزونه......
#یارب_نظرتو_برنگردون
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
امروز خیلی جدی به این فکر کردم که چقدر زیاد دلم برای تکتم تنگ شده و اشک ریختم بخاطرش..... -__-
کاش دلم یکم آروم بگیره البته بدتر از دلم کاش ذهنم آروم بگیره بجای فکر کردن .
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
رو تخت که دراز کشیدم و از دل درد به خودم پیچیدم مثه مار مچاله شدم یه گوشه تخت و فکم و منقبض کردم از شدت حرص و خر فرض شدن.... دستمو مشت کردم و با خودم گفتم اصن به من مربوط نبود و نیس ..... اه
چشامو بستم و خندیدم آخه خندشو دیدم.....از همون خنده هایی که وقتی شعر مذکورو میخوند میشست رو لبش همون شعری که میگه
عشق تلخه من
عشقه شاد من
عشق غمگین من
.......
و لعنت به زندگی.....
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
نمیتونم راحت نفس بکشم.....
شاید جدا به دستگاه تنفسی احتیاج دارم . شایدم آسمم عود کرده....
عمیقا دوس داشتم یکی ازمبپرسه چطوری شد اوضاعه نابسامانی که همیشه برات نابسامان بوده.....
آآآآآآاآآآاآآآآه........
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس
بعضی از آدما در حدی رو اعصابن که دوست دارم قاتلشون باشم
میتونم خداروشکر کنم که دیگه باهات نباید سروکله بزنم زنیکه روان پریش.....
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس